|
امروز با بابا محسن رفتم نمایشگاه کتاب به نظر من پارسال خیلی بهتر از امسال بود خیلی شلوغ بود .کتاب هم خریدم اما اینقدر شلوغ بود که نفهمیدیم چی شد و چی خریدم. خیلی ها برای تفریح اومده بودند به بابا گفتم خدا کنه در سال چندین بار نمایشگاه برپا بشه تا انقدر شلوغ نشه.
سلام امروز روز خانواده است منم خانواده خودم دوست دارم پدرم مادرم مادر بزرگهام پدربزرگم خاله دایی عمو و ...
سلام
از اینکه مدتی نبودم ببخشید. تنبل شدم زیاد تو اینترنت نبودم . تابستان هم گذشت جاتون خالی رفتیم زیارت امام رضا (ع) با مامان البته بابا به خاطر گرفتاریهایش نیامد اما به ما کلک زد چون بعدش تنها رفت کربلا. مدرسه ها هم که باز شده منم مشغول درسها شدم با دوستهای جدید. البته دوستهای قدیمی هم کنارم هستند... زهرا نادری. مینا علم الهدی. غزال دادگر. زهرا درخشنده .صدف و ... راستی پائیز چقدر قشنگه من متولد زمستانم ولی پائیز را خیلی دوست دارم. بخاطر رنگارنگ بودنش.
|
About
ساعت 45/9 صبح دهم دی ماه هفتادو پنج در بیمارستان حضرت زینب خیابان فرصت تهران به دنیا اومدم... بابا محسن میگه صورتم مثل پیره زنها چروک بود...من که یادم نیست ولی بابا میگه وقتی دیدمت فقط می خندیدم... یعنی من اینقدر خنده دار بودم!! Archivesاردیبهشت 1387دی 1386 مهر 1386 مرداد 1386 تیر 1386 فروردین 1386 اسفند 1385 بهمن 1385 آبان 1385 مهر 1385 مرداد 1385 تیر 1385 خرداد 1385 Links
بابا محسن جونم |